درباره نوید زندگی

مركز مشاوره و ارائه خدمات پرستاري نويد زندگي افتخار دارد با ارائه خدمات مشاوره اي در زمينه هاي پزشكي ، پرستاري ، بهداشتي و روانشناسي با استفاده از دانش اساتيد مجرب مشاوره خوبي براي شما و خانواده محترمتان باشد و خدمات متنوع ايي بطور باليني به محض درخواست براي شما مقدور خواهد بود.
1. اعزام پزشك متخصص و فوق تخصص بر بالين بيمار
2. اعزام پرستار تخصصي جهت انجام نوار قلب ، تزريقات ،‌پانسمان ،‌ نمونه گيري خون ،‌ سونداژ مثانه ،‌ سونداژ معده و خدمات مراقبتي ويژه
3. خدمات فيزيوتراپي
4. پذيرش بيمار و بستري در بيمارستان ها خصوصاً‌ تختهاي ويژه ICU , CCU
 .5 پذيرش بيمار خارج از كشور و هماهنگي جهت عمل جراحي قلب ، چشم ،‌ پيوند كليه از حين ورود به كشور و مشايعت تا بهبودي كامل و برگشت به كشور خود
اخبار و مطالب نوید زندگی

بیداری اسلامی

by Administrator 3. May 2010 11:12

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل شود . هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست،بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند. 

پس از اتمام مراسم،جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه،آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند . رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند،او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود .تحقیقات پرفوسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد. 

بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد،آن را مومیایی کرده اند . اما مسئله ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد باقی مانده است در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است. 

پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا ) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مور غرق شدن فرعون است. 

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری. 
در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است. حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898م و تقریبا درحدود دویست سال قبل کشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟ چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟ 
موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر میکرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما ازنجات جسد هیچ سخنی بمیان نمیآورد.. و با خود میگفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟ و آیا ممکن است که محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟ 

او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند. 
پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفرکشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را بازکرد و این آیه را برای او تلاوت نمود: 

{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]

امروز فقط بدن تو را نجات میدهیم تا برای افراد پس از خودت درسی باشد. هر چند خیلی از مردم از آیات ما غافلند... 
 

این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: 

من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم. 

موریس بوکای بار تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده درعصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.وبر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید). 

حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتابی بود بنام( قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید).

(برگرفته شده از بیداری اسلامی)

Tags:

تفاوت افسردگی در زنان ومردان

by Administrator 19. April 2010 09:06

پيشينيان، افسرده جاني را مرض زنانه مي پنداشته و به هورمونها مرتبط مي دانستند. ممكن است اين باور ديرين برخي مردم را از تشخيص نشانه ها و انتخاب روش درماني مناسب باز دارد.

در واقع، افسرده دلي، هر دو جنس زن و مرد را مبتلا مي سازد، پيوند را مي گسلد و مانع كار و فعاليت هاي روزانه آن ها مي شود. علايم شوريده حالي در آنان همسان است، و به طرز متفاوتي بيان مي شود. شايع ترين نشانه هاي افسرده دلي عبارتند از: اعتماد به نفس اندك، انديشه ي خودكشي، بي ميلي به تلاش هاي معمولاً دلپذير، خستگي، تغيير اشتها، آشفتگي خواب، بي احساسي و مشكلات جنسي مشتمل بر كاهش تمايل به آن.
بنا به دلايل متعدد، معمولاً علامت هاي افسردگي مردها را نمي توان باز شناخت. مردان ناراحتي هاي خويش را انكار مي كنند، زيرا تصور همگان بر اين است كه اينان جنس قوي هستند.
بيان احساس، عمدتاً جزء خصلت زنان شمرده مي شود. در نتيجه مردان به جاي اين كه نشانه هاي وابسته به هيجانات را بر زبان جاري سازند، به احتمال زياد از علايم جسمي افسردگي شان، همچون احساس خستگي سخن مي رانند. افسرده حالي در تمايل جنسي و عمل كرد آن اثر مي نهد. مردها غالباً نمي خواهند كاستي هاي قواي جنسي خود را بپذيرند و به اشتباه حس مي كنند كه اشكالات موجود از اين بابت، به جنسيت آنان بستگي د ارد، به خصوص در حقيقت زماني كه با يك اختلال پزشكي رو به رو مي شوند.
نشانه هاي آشكار افسردگي زنانه را بهتر از افسردگي مردانه مي توان دريافت، مردها كمتر علامت هاي ويژه ي دل افسردگي همانند گريه، اندوه باري و بي ميلي به كارهاي دلنشين قبلي را بيان داشته، يا به طور زباني افكار مربوط به خودكشي را به گوش مخاطب مي رسانند. در عوض مردها به احتمال زياد احساسات شان را پنهان مي كنند، لكن ممكن است تحريك پذيرتر و پرخاشگرتر باشند.
بنابه همين دلايل، بسياري از مردان و نيز پزشكان و ساير كارشناسان و مراقبان بهداشت از تشخيص بيماري افسردگي درمي مانند. برخي از متخصصان بهداشت رواني نظر بر اين دارند كه اگر نشانه هاي افسرده تني گسترش مي يافت و شامل خشم، سرزنش و ناسزاگري مي شد، امكان تشخيص افسردگي شمار زيادي از مردان ميسر شده و درمان صحيح آن ميسر مي شد.
افسرده حالي مردها، پيامدهاي فراواني دارد. براساس گزارش مركز پيشگيري و مهار بيماري ها، سي دي سي ـ واقع در آمريكا ـ احتمال خودكشي مردان آمريكايي چهار برابر بيش از زنان اين سرزمين است. آمار تكان دهنده حكايت از آن دارد كه 80% كساني كه به اين عمل مبادرت مي ورزند، مردان هستند. هرچند شمار زناني كه در اين وادي گامي مي نهند كم نيست، ولي بيشتر مردها هستند كه به اين وسيله به زندگي شان پايان مي دهند. شايد علت اين باشد كه مردان براي پرداختن به چنين عملي، به شيوه هاي خطرناك دست مي زنند يعني مثلاً به جاي مصرف زياده تر از حد دارو ، به كاربرد سلاح متوسل مي شوند.
… و اما چرا افسردگي مردان متفاوت است؟
آگاهي از طرز پرورش و رفتار مردها در جامعه، در تشخيص و مداواي افسردگي شان اهميت بسزايي دارد. پريشان حالي اينان اغلب از انتظارات فرهنگي شان سرچشمه مي گيرد. همه مي پندارند كه مردان كامياب اند. آن ها بايد جلوي هيجانات خود را بگيرند و تحت نظر باشند. اين گونه فرهنگ قادر است برخي از علايم واقعي افسردگي را پنهان ساخته و در عوض پرخاشگري و خشم را (كه رفتار پسنديده تر به نظر مي آيد) پيشه كنند.
افزون بر اين، معمولاً براي مردها، از عهدهٌ نشانه هاي افسردگي برآمدن، طاقت فرساست. ايشان ترجيح مي دهند كه با علايمي از اين دست، مردانه برخورد كنند. اين نگرش، هنوز بر بسياري از نهادهاي مرد سالار نظير ارتش و ورزش حكم فرماست. در محيط هاي ارتشي و ورزشي به مردها مي آموزند كه سختي و پايداري به مفهوم برتافتن و كنار آمدن با درد جسمي بوده و تسليم پريشاني عاطفي شدن، جزء محرمات است. مردها به جاي ياري جويي كه به زعم آنان، نمايانگر ضعف و زبوني است، بيشتر به خودكشي روي مي آورند تا، به اين خيال خام بر افسردگي چيره شوند.
آيا افسردگي مردان، درمان پذيرست؟
افزون بر 80% مردان و زنان افسرده خاطر را مي توان به طور موفقيت آميزي با داروهاي ضدافسردگي و روان درماني يا توأماً معالجه كرد.
تأثير مصيبت و داغديدگي در افسردگي
برداشت مردان از مرگ، با زنان متفاوت است. امكان دارد اين موضوع به باور آنان مربوط باشد كه مي پندارند بايد در صورت بروز مصيبت دل قوي داشته باشند و ديگر اين كه هيجان نمايي، نشانه ي ضعف و ناتواني است. مردها تمايل دارند كه مسئوليت كامل داغديدگي را به عهده گيرند و غم و اندوه شان را فرو نشانند، پژوهش ها حاكي از آنند كه اين سركوبي و پنهان سازي زمان غمناكي را افزون ساخته و به عوارضي مانند تشديد غضبناكي، پرخاشجويي و سوءاستعمال موادمخدر مي انجامد. نشانه هاي جسمي احتمالاً شامل افزايش ميزان كلسترول، زخم ها، پرفشاري خون و پريشان احوالي است. از آن جا كه بسياري از مردان در بيان آشكار احساسات شان ناتوانند، بنابراين با پرداختن به فعاليت هاي بيشتر مثل اضافه كاري كردن يا به سفرهاي كاري رفتن، مي توانند اوقات زندگي خود را سپري كنند. ايشان ممكن است به رفتارهاي مخاطره جويانه همچون ورزش هاي خطرناك دست زنند. پاره اي رفتارها اعتيادآور چون باده نوشي يا سوء مصرف موادمخدر، در نتيجه ي اندوه نهان، شدت مي يابند.

Tags:

شادی

by Administrator 4. April 2010 22:18

روانشناسي شادي

خوبست تعريف شادي و لذت را از بهشت شروع كنيم كه همه ما در انتظار رسيدن به آن هستيم . آنچه از احاديث، آيات قرآن و روايات مذهبي خوانده و شنيده‌ايم اين است كه اگر فردي درستكار باشيم، در بهشت به جاودانگي ميرسيم. بهشت ، جايي كه عناصر لذت، متعدد و جاويدانند . آب آنچنان لذت‌بخش است كه هرچه بنوشي سيراب نخواهي شد ، ميوه‌ها آنقدر شيرين و خوشمزه هستند كه هر چه بخوري سير نخواهي شد و . . . ساير ابعاد زندگي در بهشت ، چنانكه همه ميدانيم، منتهاي آرزوي انسان در كسب لذت و شادي است ، وعده خداوند به درستي بر احساسات اصيل انساني منطبق است . انسان موجودي است كه زندگي را شاد مي بيند و شاد ميخواهد. پس شادماني ازديدگاه اعتقادي يك اصل مسلم و يك وظيفه است .

از ديدگاه علمي نيز، چارچوب زندگي بر مبنا و اساس شادي استوار است. تا آنجا كه تعريف سلامتي ، احساس متعادلي از شادي درونيست . بنابراين شادي موضوع محوري يك حيات سالم و متعالي است ، در واقع شادي را ميتوان نتيجه راضي بودن انسان در نظر گرفت . تحقيقات به طور كلي نشان ميدهد كه سطح شادي هر فردي را كيفيت رضايت او از روند كلي زندگي تعيين مي‌كند ، يعني هر چه انسان از زندگي و اتفاقات آن راضي‌تر باشد ، شادتر خواهد بود و اگر اتفاقاتي موجب از بين رفتن رضايت فرد شود ، همان قدر نيز موجب پائين رفتن سطح كلي شادي وي خواهد شد ، بعضي از روانشناسان ، لذت را مقابل شادي حساب ميكنند ، به نظر آنها اگر انسان از چيزي لذت ببرد ، همان قدر نيز شاد خواهد بود .

درباره اين ديدگاه بايد اشاره كرد كه اولاَ لذت انواع مختلفي دارد و نميتوان همه لذت‌ها را يك شكل در نظر گرفت، به عنوان مثال بعضي از لذت‌ها موجب مدت‌ها غمگيني و افسردگي مي‌شود ، مثل گناهان كه باعث بدبختي فرد مي‌شوند، پس نتيجه اينكه ، لذتي موجب شادي خواهد بود كه اين لذت در چهارچوب ارزش‌هاي فردي و اجتماعي باشد .

اگر از ديگران بپرسيم چه چيزهايي شاد و خوشحالشان ميكند ، جواب‌ها احتمالاَ به وضع و موقعيت اجتماعي آنان بستگي دارد . افراد متمول خواهند گفت : ثروت ، شهرت ، موقعيت‌هاي بالاي اجتماعي و قدرت بيشتر ، در حاليكه افراد فقير ، بي‌خانمان و بيمار ، رفاه ، آسايش و سلامتي ر را باعث خوشحاليشان ميدانند و جوامعي كه زير فشارهاي اجتماعي و تحت رژيم‌هاي ديكتاتوري و مستبد قرار دارند كسب آزادي و استقلال را.

اما به راستي چه عناصري ما را شاد يا غمگين مي‌كنند؟

آيا مي‌توان شادي را با پول خريد ، يا با كسب شهرت و برخورداري از قدرت براي تسلط به ديگران، حقيقتاَ شاد خواهيم بود؟ اگر به جاي متولد شدن در ايران ، در كشور ديگري به دنيا آمده و زندگي ميكرديم مثلاَ در سوئد ، آمريكا و يا هلند و يا اينكه به جاي زن بودن ، مرد متولد شده بوديم و يا قيافه ديگري داشتيم يا . . آيا امروز خوشحال تر و راضي تر بوديم؟ اگر پاسخ مثبت است پس بايد ثروتمند‌ترين، مشهورترين ، زيباترين و قدرتمندترين افراد هر جامعه شادتر باشند . اما مي‌دانيم كه اين طور نيست ، روانشناسان براي يافتن رابطه شادي و عوامل مذكور مطالعات متعددي انجام داده اند .

مايرز ( روانشناس ) بعد از تحقيقات زياد بر روي افراد نتيجه مي‌گيرد كه جنسيت ، سن ، موقعيت اجتماعي ، محل زندگي ، نژاد و حتي ميزان سطح تحصيلات هيچ كمكي به شادي انسان نميكند . با اين همه ، هنوز بسياري از مردم براي كسب شادي و خرسندي به دنبال ثروت ، شهرت و قدرت هستند .

تحقيق جديدي كه توسط “ جي، ميرز” استاد روان شناسي كالج هوپ ميشيگان انجام شد نشان ميدهد كه رضايت و شادي از زندگي زن و مرد ندارد اما بين متاهلين و مجردين از نظر رضايت از زندگي تفاوت وجود دارد و مطلقه‌ها نيز كمتر شادند و احساس نارضايتي از زندگيشان دارند . در بيشتر كشورها ، ارتباط بين درآمدها و شاد بودن ارتباط جزئي است ولي عوامي چون وجود حقوق مدني ، سواد ، دولت دموكراتيك از عواملي هستند كه در ايجاد رضايت خاطر از زندگي موثرند .

بطور كلي در مطالعات زيادي كه انجام گرفته‌است به اين نتيجه رسيده اند كه افراد خوشحال چهار خصوصيت مشترك دارند :
1-
آنها مردم دوست و داراي عزت نفس بالاتري بودند ، خود را پايبند به مسائل اخلاقي ميدانستند ، و از نظر جسمي سلامت تر از از متوسط مردم بودند .
2-
آدم‌هاي خوشحال به طور بارزي برخود مسلط هستند . افراديكه اصلاً بر روي خود كنترل ندارند يا كم دارند مثل زندانيان، بيماران بستري ، گروههاي به شدت فقير يا منزوي و شهروندان رژيم‌هاي مستبد از روحيه پائين و شادي بسيار كمتري برخوردار هستند.
3-
افراد شاد ، اغلب خوش بين بوده و مثبت انديشند .
4-
بيشتر آدمهاي شاد ، برون‌گرا هستند .

 عکس ذیل مربوط به چاه آب در مزرعه حاج علی خان کرزان

Tags:

رنگ

by Administrator 4. April 2010 22:11

رنگها چه تاثيري بر سلامت ما دارند.

آيا مي دانيد كه رنگ ها نماد و سمبل چيزهاي خاصي هستند و بر روح و روان و هم چنين جسم و سلامتي ما انسانها، تأثير بسزايي مي گذارند؟ اگر مي خواهيد از راز و رمز رنگ ها با خبر شويد، حتماً اين مقاله را با دقت بخوانيد:


رنگ قرمز: قرمز سمبل عشق و خشم و غضب خود زندگي است؛ كه به خاطر قدرت نافذش ـ به اين علت كه برترين رنگ هاست ـ براي درمان كندي گردش خون، مشكلات و ناراحتي هاي قلب و عضلاني به كار گرفته مي شود. رنگ قرمز هيجان، شوق، اشتياق، شور، عشق، علاقه، جذبه و جوش و خروش به وجود مي آورد، احساس را برمي انگيزد و تأثيري شادي آفرين در بردارد.
رنگ نارنجي: نارنجي سمبل شادماني، لذت، خوشي، موفقيت و نشاط است و به سرحال آمدن روحيه كمك مي كند، از اين رو، براي درمان مشكلات مرتبط با افسردگي، اضطراب، دلشوره، ترس و وحشت بيمارگونه مورد استفاده قرار مي گيرد. نارنجي، اشتهاي سالم را برمي انگيزد و غرايز و اميال را افزايش مي دهد . رنگ نارنجي منبع گرمابخش، الهام بخش و درخشان تشويقي و ترغيبي براي همه جنبه ها و ابعاد زندگي محسوب مي شود.
رنگ زرد: زرد رنگ پالايش و تطهير مطلق است، كه وضوح و شفافيت عقل و خرد را برمي انگيزد و نيز سموم و ناخالصي ها را پردازش و ريشه كن مي كند. زرد به واسطه توانايي بخشيدن براي غلبه بر عدم قابليت ها و قدرت و استحكام بخشي به عملكردهاي غدد درون ريز داخلي بدن به افراد كمك مي كند.
رنگ سبز: سبز رنگي تسكين بخش و آرامش دهنده است كه به كاهش تورم و التهاب مفاصل، بافت ها و نسوج كمك مي كند؛ اين رنگ به جسم آرامش مي بخشد و به كاهش التهاب كمك مي كند. سبز رنگ طبي، آرام و تسكين يافته است.
رنگ فيروزه اي: فيروزه اي رنگ آرامش فكري و ذهني است و با انسدادها و موانع حك شدن در خاطر و ذهن و روان مبارزه مي كند. فيروزه اي به عنوان يك تقويت كننده عمل مي كند و مي تواند به تنظيم مجدد و ايجاد تعادل در روده كوچك و بزرگ كمك كند. فيروزه اي رنگي است كه به پيشرفت و تسهيل رشد معنوي كمك شايان توجهي مي كند.
رنگ آبي: آبي رنگي ملايم و سرد است كه تأثيري آرام بخش و تسكين دهنده در داخل و خارج از بدن در بر دارد. رنگ آبي در درمان اختلالات و مشكلات خواب و سردردها خيلي مفيد و مؤثر واقع مي شود و در عين حال، خاصيت ارتجاعي و انعطاف پذيري بافت و نسوج در اعضاي بدن را به حالت تعادل درمي آورد و منظم مي كند. رنگ آبي در رفع انواع گونه هاي گرفتگي عضلات و دل دردهامفيد است و اثري ضد باكتري دارد.
رنگ بنفش: بنفش افزايش دهنده و تقويت كننده سطح هوشياري و خودآگاهي است. بنفش تأثيرات ذهن ورزي (مديتيشن) را افزايش مي دهد. بنفش عملكرد صحيح سيستم لنفي (غدد لنفاوي) را بهبود مي بخشد و در مواقع يائسگي خيلي مفيد و سودمند عمل مي كند. بنفش رنگ خنثي كننده زخم ها و صدمات عاطفي و احساسي است و براي رشد و توسعه معنوي مفيد واقع مي شود.
رنگ ها نقش خيلي مهمي در همه ابعاد و جنبه هاي زندگي ما ايفا مي كنند، رنگ ها روي احساسات، حواس، بينش، بصيرت، قوه بينايي، قوه شنوايي، قوه چشايي، قوه بويايي و حتي صداي ما اثر دارند. ديدن رنگ ها باعث تغييرات حالات و خلق و خوي ما مي شود و آنها به نحو خيلي مؤثري روي خودآگاهي و هوشياري وحتي ضمير ناخودآگاه ما تأثير مي گذارند، به عنوان مثال، قرمز رنگ خشم و غضب است و سفيد رنگ صلح و صفا و آرامش حتي مي توانيم رنگ ها را در مكالمات و گفتگوهاي معمول روزمره مان مورد استفاده قرار دهيم. مثلاً: آسمان سياه است يعني آسمان تيره و گرفته است يا او سفيدتر از سفيد است يعني او رنگ ورويي پريده و سفيد دارد يا از فرط حسادت و خشم سبز شده ام يعني از فرط عصبانيت و حسادت دارم مي تركم. ما قدرت خلاقيت و ابتكارمان را از طريق رنگ ها ابراز مي كنيم. رنگي كه انتخاب مي كنيم معاني زيادي دربردارد، نه تنها در رابطه با بيان احساساتمان، بلكه در اين ارتباط كه مايليم چه احساسي داشته باشيم. رنگ ها، هم چنين، براي شفا و بهبودبخشي مورد استفاده قرار مي گيرند، چرا كه تأثيرات قدرتمندي روي بدن و جسم ما دارند. اين بدان معنا است كه همه رنگ ها مي توانند اثرات منفي يا مثبت در برداشته باشند. مثلاً، اتاقي كه در آن رنگ ها و سايه ها متضاد ته رنگ هاي خالص (رنگ هايي كه در چرخه رنگ متضاد هستند و مقابل هم قرار گرفته اند) مثل قرمز و سبز استفاده شده است، تصور مي شود كه برانگيزنده تر باشد. پس اين تركيب رنگ ها مي توانند براي بهره گيري در مهد كودك ها مناسب و خوب باشد، ولي اگر مي خواهيد از آنها در اتاق خواب استفاده كنيد، بايستي به واسطه ته رنگ ها و سايه هاي همان زمينه ملايم شوند. مثل صورتي و سبز روشن. تركيب رنگ هاي هم خانواده (رنگ هايي كه روي چرخه رنگ كنار يكديگر قرار دارند) آرامش، سكوت و سكون را القا مي كنند، در نتيجه، استفاده از آنها براي اتاق بچه ها توصيه مي شود.
به واسطه شناسايي اتاقي كه بيشتر از همه از آن استفاده مي كنيد، طرح رنگ تان را برگزينيد. هر رنگي مايه و سايه روشني گرم و سرد دارد و شما بايستي تعيين كنيد كه آيا خواهان محيطي ملايم و آرامش بخش هستيد يا محيطي برانگيزنده را ترجيح مي دهيد، به عنوان مثال، رنگ هاي گرم القاگر فعاليت، پويايي و جنب وجوش هستند، درحالي كه رنگ هاي سرد القاگر خلق و خو و حالات روحي آرام و ساكن.
تيرگي و روشني رنگها نيز روي خلق و خو و حالات روحي ما تأثير مي گذارد، به عنوان مثال، رنگ زرد سير (پررنگ) بيشتر از ليمويي روشن اثري عميق ايجاد مي كند.
به ياد داشته باشيد كه وقتي رنگ ها روي پس زمينه اي سفيد يا نزديك به سفيد قرار مي گيرند، در ظاهر سيرتر جلوه مي كنند. رنگ هاي تيره وقتي نزديك رنگ هاي روشن قرار مي گيرند، حتي تيره تر به نظر مي رسند. رنگ هاي مكمل (متمم) وقتي كنار يكديگر مورد استفاده قرار گيرند، سيرتر به نظر مي رسند.

 

Tags:

صبحانه

by Administrator 26. March 2010 03:08

صبحانه: صبحانه خود را با پروتئين (تخم مرغ .كره .بادام زميني.آجيل . پنير وگردو) شروع كنيد. 

هنگاميكه بيدار مي شوييد اندامهاي بدن  شما جهت تامين نيروي لازم آ ماده جذب غذا و بويژه پروتئين هاست

. براي متعادل كردن وعده ها ي غذائي اصلي تان يك عدد پرتغال يا ساير ميوهاي تازه ونيز حبوبات يا نان گندم را به رژيم غذائي تان اضافه كنيد.

باكسي صحبت كنيد:

يكي از سريعترين راهها  براي مبارزه با افسردگي ايجاد ارتباط با ديگران است .نبايد فكر كنيد كه به هنگام افسردگي بايد از ديگران دوري كرد . بنابراين مسئله را براي خود

آسان بگيريد . باكسي كه دوستش داريد در مورد موضوعي لذت بخش صحبت كنيد وبا يكديگر داد وستد داشته باشيد .و خود رامجبور كنيد باكساني كه دركلاس كنارتان نشسته اند .به همسايه هاي خود و به هركسي كه اطرافتان باشد ((سلام كنيد)).

مصرف قند وكافئين را محدود كنيد:

قند در آغازنيروي خوبي به شما مي دهد اما بعد از يك ساعت قند خون كاهش ميابد و وقتي قند خون پائين آمد احساس نا مطلوبي خواهيد داشت.

مصرف كافئين در دراز مدت موجب افسردگي مي شود. سعي كنيد كه صبحها كمتر از قهوه وشيريني هاي كافئين دار استفاده كنيد.

قهوه براي ساعتي موجب افزايش هشياري شما مي شود.اما بعد از مدتي وضعيتي متضاد

ببار مي آورد.

چرخه كافئين قند:

براحتي مي توان در دام چرخه كافئين قند گرفتار شد. خوردن قهوه و نوشيدنيهاي كافئين دار جهت بيدار ماندن. شما را دردام چرخه كافئين قند گرفتار خواهد كرد.علاوه بر اينكه

اين چرخه موجب غمگيني ميگردد عوارضي ديگر از قبيل وابستگي .تغذيه نامناسب وچاقي را نيز بدنبال دارد كه خود اينها نيز موجب احساس غمگيني بيشتري مي گردند

 

از غذاهاي فيبر دار استفاده كنيد:

 

مواد فيبري باعث مي شوند كه غذا در نظام گوارشي به اندازه مناسب جذب شده ونيروئي

پايدار توليد گردد.غذاهاي كه سريع جذب مي شوند .جريان سريعي از انرژي را توليد كه

در نهايت اين حالت ممكن است افسردگي به دنبال داشته باشد. از طريق خوردن يك پرتقال يا گريپ فروت ونه فقط نوشيدن آب آنها مي توانيد مواد فيبري مورد نياز را وارد

بدنتان كنيد.سبزيجات و ميوه هاي تازه وغلات وحبوبات را نيز مصرف كنيد.

اعمال عادي:

با هدف كمك به شكستن غمگيني رفتارهاي عادي خود راتغيير دهيد مي توانيد تركيب

جديدي از لباسها را انتخاب كنيد درعين اينكه عرف جامعه مد نظر باشد.بجاي استفاده

از وسيليه نقليه .پياده روي نمائيد( قدري از مسير) شيوه رفتاري جديدي انتخاب كنيد ودر

مكاني ديگر غذا بخوريد( تنوع) باغباني كنيد (كاشتن گل در گل دان) ورزش كنيد (درمكان  هاي ورزشي) جهت كمك به تغير رفتارهاي عادي كارهاي متفاوت انجام دهيد

 

 

براي اينكار شما در چند روز اول نيازمند به كمك هستيدكسي بايد به شما كمك كند تا عادتهاي خوب را در خود ايجاد كنيد. از رختخواب بيرون بيائيد. در معرض نور قرار گيريد  صبحانه خوبي صرف نماييد  وكسي كه  به شما درفعال تر شدن كمك كند يك راه خوب بستن قرارداد با يك دوست يا دوستاني است كه ميخواهند شما را شاد ببينند ونه افسرده و دچار مشكل با اطراف. اگر احساس ميكنيد كه بيش از سه يا چهار روز به ياري

فردي ديگر نيازمند هستيد بهتر است با يك مشاور يا درمانگرتماس حاصل كنيد.شما نمي خواهيد كه دوستان خود را خسته نماييد.

وانمود كنيد:

 

لبخند بزنيد و تظاهر كنيد كه خوشحال هستيد . راست باستيد و قامت خميده وافسرده را به خود نگيريد.تحقيقات نشان مي دهد وانمود كردن به تجربه يك حلت عاطفي واقعا آن حلت را درشما ايجاد مي كند.افراد ترش رو.غمگين تر هستند وبنابراين عوارض افسردگي در آنها چندين ساعت بطول مي انجامد.

                       

پس بخنديد:

 

به خودتان .به ديگران (طوري كه باعث آزردگي خاطر ديگران نشويد) حتي به درختان .

سگها .گربه ها. با اطمينان به هنگام احساس غم بخنديد . كوشش اضافي در شكست غم به شما كمك خواهد كرد .لباسهاي روشن وشاد بپوشيد ووانمود شاد بودن بكنيد.بعدا شما خود را خوشحال خواهيد يافت.

 

ورزش :

ورزش راهي بزرگ براي شكست افسردگي است.

 

Tags:

کنترل خشم

by Administrator 23. March 2010 16:05
با چه سبكي خشونت خود را جواب مي دهي خشم انسان، از انديشه‎ي آگاهانه، تغييرات فيزيولوژيكي و رفتارهايي در ارتباط با آن تشكيل مي‎شود. بنابراين موفق‎ترين روش‎ها در برخورد با خشم، روش‎هاي مقابله‎اي‎ ـ ‎شناختي، قرار گرفتن در آرميدگي و اصلاح رفتار است. براي مقابله با خشم بايد برخورد مناسب، بجا و موثر داشت. بهترين كار ممكن اين است كه با روش‎هاي مختلف آشنا شويد تا در هر زمان و بر حسب نياز، بتوانيد از يك يا چند شيوه استفاده كنيد. با توجه به فعاليت‎ها و نتيجه‎گيري‎هاي كارول تاوريس (1982) و هارولد ويسينگر (1985) و نيز با رعايت اصول برنامه‎هاي دوازده مرحله‌اي اصلاح رفتار، براي برخوردهاي خلاق‌تر اين راه‌كارها را مطالعه كنيد: 1_ سبك خشم خود را بشناسيد. آيا سبك خشم شما انفعالي است يا پويا؟ آيا معمولاً خشم‌تان را در خود نگاه مي‎داريد؟ خشم شما جسماني است، منفجر‌شونده است، منفجر‌شونده است، خود مجازات‌گر است يا مخفي‌كننده؟ دقت كنيد و ببينيد كه چگونه خشم‌تان را بروز مي‎دهيد. 2_ خشمتان را ثبت كنيد. زمان‎هايي را كه خشمگين مي‎شويد در دفترچه‎اي يادداشت كنيد. آيا مي‎توان بروز خشم را در شما پيش‎بيني كرد؟ دليل خشمگين شدن‌تان را از خود بپرسيد؟ بتدريج و بعد از چند بار ثبت كردن، به انگاره‎ها يا رفتارهايي كه منجر به خشم شما مي‌شوند پي خواهيد برد. 3_ بياموزيد كه از شدت خشم خود بكاهيد. به جاي اين كه بلافاصله خشمتان را بروز دهيد، تا ده بشماريد، دور ساختمان منزل‌تان قدم بزنيد، يك ليوان آب بنوشيد، چند نفس عميق بكشيد، با تصويرسازي ذهني در حالت آرامش قرار گرفته كمي آرام بگيريد و بعد خشمگين شويد. بررسي‎هاي به عمل آمده نشان مي‎دهند كه پاسخ خشم، تقريباً سريع است و آثارش تا مدت‎ها باقي مي‎ماند. پس بهتر است به خود، 10 تا 20 ثانيه فرصت بدهيد تا بتوانيد بر ذهن‌تان غالب شويد. در حالي كه در اوج خشم به سر مي‎بريد، هيچ گفت‎وگوي منطقي و عاقلانه‎اي را درك نخواهيد كرد. از اين رو، به خود فرصت استراحت بدهيد و براي لحظاتي از صحنه خارج شويد تا آرام بگيريد. با خارج شدن از صحنه، بر احساسات‌تان مسلط مي‎شويد و چشم‎اندازي مؤثر از شرايط به دست مي‎آوريد. اما به خاطر داشته باشيد كه بعد از خارج شدن موقتي از صحنه، بايد دوباره و بلافاصله به صحنه بازگرديد. 4_ به خشم خود فكر كنيد. چگونه مي‎توانيد از خشم خود به گونه‎اي سازنده استفاده كنيد تا همه‎ي اشخاص درگير در آن، احساس بهتري پيدا كنند؟ خشم، با خود انرژي فراواني دارد. چگونه مي‎توانيد به بهترين شكل از اين انرژي استفاده كنيد؟ سعي كنيد كه بياموزيد انرژي خشم را به جاي تخريب، به سوي سازندگي هدايت كنيد. 5_ با همه‎ي احساسات خود راحت برخورد كنيد و بياموزيد كه آنها را به گونه‌اي سازنده ابراز كنيد. كساني كه بيش از ديگران تحت تأثير بيماري‎هاي ناشي از استرس قرار مي‎گيرند، اشخاصي هستند كه نمي‎توانند احساسات خود را آشكار و مستقيم ابراز كنند. پس خشم خود را ناديده نگيريد و از آن اجتناب نكرده يا آن را سركوب نكنيد. خشم شباهت زيادي به اسيد دارد پس بايد خنثي شود و تنها با ابراز خلاق آن است كه مي‎توان آن را خنثي نمود. 6_ از قبل برنامه‎ريزي كنيد. برخي از صحنه‎ها و موقعيت‎هاي خشم‌برانگيز را از قبل مي‌توان پيش‌بيني كرد. اين موقعيت‎ها را شناسايي كنيد و رفتار مناسب نسبت به آنها را بياموزيد. تعامل و تبادل با اشخاص (مثلاً در گردهم‎آيي‎هاي خانوادگي و شغلي، راه‌بندان، صف‌هاي بلند صندوق و …)، از جمله موقعيت‌هاي احتمالي براي خشمگين شدن هستند. در نتيجه بهتر است كه بكوشيد تا اوقات خود را از قبل و البته مدبرانه برنامه‎ريزي كنيد. 7_ براي خود نظام حمايتي ايجاد كنيد. چند دوست صميمي پيدا كنيد، كساني كه بتوانيد به آنها اطمينان داشته باشيد. اشخاص را به زور وادار به جانبداري از خود نكنيد. از راه صحبت كردن با ديگران، مي‎توانيد اطلاعات لازم را پردازش كنيد و درك درست‌تري از موقعيت‎، داشته باشيد. 8_ از خود و ديگران انتظارات واقع‎بينانه داشته باشيد. در بسياري از مواقع، علت خشم ما حاصل توقعات بيجايي است كه از خود يا ديگران داريم. بياموزيد كه توقعات خود را مجدداً ارزيابي كنيد و اجازه ندهيد كه اين توقعات بي‎دليل، در شما توليد خشم كنند. 9_ روش‎هاي حل مسئله را بياموزيد. در مورد مسائل جبهه‌گيري نكنيد بلكه بكوشيد تا انتخاب‎ها و راه‎چاره‎هايي براي خود در نظر بگيريد. براي رسيدن به اين موضوع، به تصورات و خلاقيت‎هاي خود اعتماد كنيد. اما توجه داشته باشيد كه روش‎هاي حل مسئله صرفاً تلافي‌جويانه نيستند. 10_ اجزاي ذهني، احساسي، جسماني و معنوي حال خوش خود را متعادل سازيد. بررسي‎هاي به عمل آمده نشان مي‎دهند اشخاصي كه در حالت تعادل به سر مي‎برند، در مقايسه با كساني كه از اين موقعيت محرومند، با سرعت بيشتري با خشم برخورد مي‎كنند و زودتر هم از آن خلاص مي‎شوند. ثابت شده است كه ورزش كردن، راه مناسبي براي تخليه‎ي هيجاني خشم است. خوب غذا بخوريد، به طور منظم ورزش كنيد و به خود فرصتي براي تنهايي بدهيد. بياموزيد كه بيشتر بخنديد. خنده استرس را بشدت كاهش داده شما را در موقعيت بهتري قرار مي‎دهد. اما به خاطر داشته باشيد در حالي كه خنده يكي از بهترين داروهاست، خشمي كه به صورت طعنه و زخم زبان تخليه مي‎شود نيز نه خلاق است و نه سالم! 11_ شكايات را به درخواست تبديل نماييد. بدبين‎ها ميل به شكايت دارند و اغلب غر مي‎زنند. همه مي‎توانند شكايت كنند. شكايت كردن نشانه‎ي ايفاي نقش قرباني است. وقتي از يكي از همكاران يا يكي از اعضاي خانواده‌ي خود ناراحت مي‎شويد، مسئله را به يك درخواست تبديل كنيد و سعي كنيد به جاي مشكلات موجود، به فرصت‎هاي موجود بينديشيد و نگاه واقع‎بينانه‎تري به موضوع داشته باشيد. 12_ خشم‎هاي مربوط به گذشته را فراموش كنيد. بياموزيد تا عوامل مسبب خشمتان را برطرف سازيد. براي حل هر مسئله، قبل از هر كاري، با خود صحبت كنيد. در مرحله‌ي بعدي مي‎توانيد براي حل مشكل خود با ديگران نيز مشورت و صحبت كنيد. مسلماً بايد روشي مدبرانه اتخاذ كنيد. از همه‎ي اينها مهم‎تر، بياموزيد كه اشتباهات خود و ديگران را ببخشاييد. گذشت، بخش مهمي از مديريت و كنترل خشم است. كساني هستند كه مي‎گويند خشم و هراس، دو روي يك سكه‎اند. كساني هم مي‎گويند كه خشم، سايه‎ي هراس است. ترس و خشم حتي اگر متفاوت باشند و يا از يك منبع سرچشمه گرفته، اما به شكل متفاوتي ابراز گردند، هر دو كاملاً حقيقي هستند!

Tags:

مادر

by Administrator 5. January 2010 09:13

 

 1 ساله بودی، اون(مادر) بِهت غذا میداد و تو رو می شست! به اصطلاح، تر و خشک می کردتو هم با گریه کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی
وقتی که تو 2 ساله بودی، اون، بهت یاد داد تا چه جوری راه بری.
تو هم این طوری ازش تشکر می کردی، که، وقتی صدات می زد، فرار می کردی
وقتی که 3 ساله بودی، اون، با عشق، تمام غذایت را آماده می کرد.
تو هم با ریختن ظرف غذا ،کف اتاق،ازش تشکر می کردی
وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خرید.
تو هم، با رنگ کردن میز اتاق نهار خوری، ازش تشکر می کردی
وقتی که 5 ساله بودی، اون، لباس شیک به تنت کرد تا به تعطیلات بری.
تو هم، با انداختن(به عمد) خودت تو گِل، ازش تشکر کردی
وقتی که 6 ساله بودی، اون، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد.
تو هم، با فریاد زدنِ: من نمی خوام برم!، ازش تشکر می کردی
وقتی که 7 ساله بودی، اون، برات وسائل بازی بیس بال خرید.
تو هم، با پرت کردن توپ بیس بال به پنجره همسایه کناری، ازش تشکر کردی
وقتی که 8 ساله بودی، اون، برات بستنی خرید.
تو هم، با چکوندن(بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر کردی
وقتی که 9 ساله بودی، اون، هزینه کلاس پیانوی تو رو پرداخت.
تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای یاد گیری پیانو، ازش تشکر کردی
وقتی که 10 ساله بودی، اون، تمام روز رو رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس ژیمناستیک و از اونجا به جشن تولد دوستانت، ببره.
تو هم، ازش تشکر کردی،با بیرون پریدن از ماشین، بدون اینکه پشت سرت رو هم نگاه کنی
وقتی که 11 ساله بودی، اون تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد.
تو هم، ازش تشکر کردی، ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه
وقتی که 12 ساله بودی، اون تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلوزِیِون بر حذر داشت.
تو هم، ازش تشکر کردی، صبر کردی تا از خونه بیرون بره
وقتی که 13 ساله بودی، اون بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی.
تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن این جمله: تو اصلاً سلیقه ای نداری
وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزینه اردو یک ماهه تابستانی تو رو پرداخت کرد.
تو هم،ازش تشکر کردی، با فراموش کردن، نوشتن یک نامه ساده
وقتی که 15 ساله بودی، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره(ابراز محبت کنه).
تو هم، ازش تشکر کردی، با قفل کردن درب اتاقت!(نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشه!)
وقتی که 16 ساله بودی، اون بهت یاد داد که چطوری ماشینش رو برونی(رانندگی یاد داد).
تو هم، ازش تشکر می کردی، هر وقت که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی
وقتی که 17 ساله بودی، وقتیکه اون منتظر یه تماس مهم بود.
تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اینطوری ازش تشکر کردی
وقتی که 18 ساله بودی، اون ، در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت، از خوشحالی گریه می کرد.
تو هم، ازش تشکر کردی،اینطوری که، تا تموم شدن جشن، پیش مادرت نیومدی
وقتی که 19 ساله بودی، اون، شهریه دانشگاهت رو پرداخت، همچنین، تو رو تا دانشگاه رسوند و سائلت رو هم حمل کرد.
تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن خداحافظِ خشک و خالی، بیرون خوابگاه، به خاطر اینکه نمی خواستی خودتو دست و پا چلفتی نشون بدی!!(به اصطلاح، بچه مامانی!!)
وقتی که 20 ساله بودی، اون، ازت پرسید که، آیا شخص خاصی(به عنوان همسر) مد نظرت هست؟
تو هم، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره!!
وقتی که 21 ساله بودی، اون، بهت پیشنهاد خط مشی برای آینده ات داد.
تو هم، با گفتن این جمله ازش تشکر کردی: من نمی خوام مثل تو باشم
وقتی که 22 ساله بودی، اون تو رو، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفت.
تو هم،ازش تشکر کردی،ازش پرسیدی که: می تونی هزینه سفر به اروپا را برام تهیه کنی
وقتی که 23 ساله بودی، اون، برای اولین آپارتمانت، بهت اثاثیه داد.
تو هم، ازش تشکر کردی،با گفتن این جمله، پیش دوستات،:اون اثاثیه ها زشت هستن
وقتی که 24 ساله بودی، اون دارایی های تو رو دید و در مورد اینکه، در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد.
تو هم با دریدگی و صدایی(که ناشی از خشم بود)فریاد زدی:مــادررر،لطفا
وقتی که 25 ساله بودی، اون، کمکت کرد تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی، و در حالی که گریه می کرد بهت گفت که: دلم خیلی برات تنگ می شه.
تو هم ازش تشکر کردی، اینطوری که، یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی
وقتی که 30 ساله بودی، اون، از طریق شخص دیگه ای فهمید که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد.
تو هم با گفتن این جمله ،ازش تشکر کردی، "همه چیز دیگه تغییر کرده
وقتی که 40 ساله بودی، اون، بهت زنگ زد تا روز تولد یکی از اقوام رو یادآوری کنه.
تو هم با گفتن"من الان خیلی گرفتارم" ازش تشکرکردی
وقتی که 50 ساله بودی، اون، مریض شد و به مراقبت و کمک تو احتیاج داشت.
تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی
و سپس، یک روز، اون، به آرامی از دنیا میره. و تمام کارهایی که تو(در حق مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود میاد.
اگه مادرت،هنوز زنده هست، فراموش نکن که بیشتر از همیشه بهش محبت کنی
و اگه زنده نیست، محبت های بی دریغش رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر

Tags:

هفت ویژگی افراد شاد

by Administrator 14. December 2009 08:53

هفت ویژگی افراد شاد
آیا تا به حالدقت کرده اید مه بعضی افراد بدون توجه به مسائل و شمکلات , چقدر در سر زندگی و شاد بودن توانا
هستند؟ تحقیقات نشان می دهد این حالت ذاتی یا خدادادی نیست بلکه یک مهرت است که این افراد ان را در
خود پرورش داده اند . شما هم اگر بخواهید می توانید این مهارت را کسب کنید و زندگی خود را لبریز از شادی و
نشاط سازید.
اشخاص شاد با زندگی همراهی می کنند.!!!
هر کسی تقدیری در زندگی دارد و این به عهده خودش است که با قسمت خود بجنگد یا با آن همکاری کند اما ایا
این حرف به این معنی است که با قسما خود بجنگند یا با آن همکاری کند. اما ایا این حرف به این معنی است که
فرد باید دراز بکشد و بگذارد زندگی روند خود را طی کند؟
مسلما نه! در عوض می تواند روشی در پیش گیرد که به بهترین وجه ممکن با مسایل مواجه شود و حداکثر تلاش
خود را در این زمینه نشان دهد در ان صورت متوجه راه های جدیدی می شود و با کشف آن ها انرژی تازه ای
کسب می کند . زندگی می خواهد شخص , تقدیر و سر نوشت خود را بفهمد آیا ترجیح نمی دهید به جای جنگ
با زندگی کنار بیایید؟
اشخاص شاد فقط مثبت نمی اندیشند بلکه مثبت عمل می کنند.
مثبت اندیشی مسلما جای خودش را دارد. برای شاد بودن باید افکار خود را عوض کنید. اما منتظر از راه رسیدن
احساسات نباشید. اشخاص دارای قدرت کنترل مستقیم بر چگونه عمل کردن و چگونه اندیشیدن خود هستند.
اگر می خواهید شخص شادتری باشید , شادمانه تر عمل کنید. اگر می خواهید شخص مهربان تر و با عاطفه تر
عمل کنید. اگر می خواهید منش دوستاه تری داشته باشید دوستانه تر عمل کنید.
احساسات پس از عمل کردن از راه می رسند.
اشخاص شاد آن چه را که احتیاج دارند طلب می کنند.
همان طور که نعمت ها معمولا از آسمان به زمین نمی افتند, از شکایت کردن نیز چیزی عاید اشخاص نمی شود.
اگر به ظرب المثل هر چه بکارید همان را درو می کنید اعتقاد دارید پس به جای شکایت کردن به دنبال خواسته
های خود بروید. این اتخاب شماست. می توانید به همین رویه ادامه بدهید, دیگران را متهم کنید و همچنان
چیزی عایدتان نشود یا می توانید خیلی راحت آن چه را که خواهید طلب کنید.
اشخاص شاد مشتاق تغییر هستند.
ثابت ماندن و تغییر نکردن مخالف همه قوانین طبیعت است . اگر تلاش کنید که ثابت اتفاق بیفتید, در این صورت
همیشه ناراحت خواهید بود
اگر اجازه بدهید ترس از تغییر کردن شما را متوقف سازد , با محروم شدن از خواسته های خود موافق هستید
شما می توانید بر این باور باشید که تغییر باعث آزار اشخاص می شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهید. یا در
عوض می توانید تغییرات را با آغوش باز پذیرا باشید و معتقد باشید که وجود آن ها به شما کمک خواهد کرد.
همه این ها بستگی به این موضوع دارد که تصمیم بگیرید کدام عقیده را باور کنید.
اشخاص شاد به خود اجازه شکست خوردن نمی دهند.
شکست به این معنی نست که هیچ گاه به هدف خود نرسید و یا دلیلی بر دست کشیدن از هدف نیست به هدف
دست نیافتن تنها یک معنی دارد: شما به تمرین و تجربه بیشتری احتیاج دارید و مشتاق اشتباه کردن باشید و
تسلیم نشوید. اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه ای تحت تاثیر قرار بدهد که همه تلاش های خود را از
بین ببرید و درست مثل یک دونه لذت به خط پایان رسیدن را حس کنید.
اشخاص شاد در زمان حال زندگی می کند.
اگر نسبت به لحظه حال آگاه هستید و در کنار آن منتظر آینده نیز هستید قادر خواهید بود تا از فرصت ها سود
ببرید. اگر با خودخوری غم گذشته را می خورید چشمانتان به روی امکانات و فرصت های حال بسته خواهد بود در
عین حال نافع اینده را نیز از دست خواهید داد . زندگی شاد محصول زندگی کردن در لحظه حال است که اگر از آن
خوب استفاده بشود تکیه گاه و ضریب اطمینانی برای داشتن آینده ای خوب و فوق العاده است. اشخاص فقط با
آن چه که امروز انجام می دهند می توانند آینده خود را تحت تاثیر قرار دهند.
اشخاص شاد برای اینده برنامه ریزی می کنند.
انسان های شاد می دانند باید تسلط داشتن بر زندگی را تمرین کنند و بر زندگی خود کنترل داشته باشند تا در
برابر احساساتی مانند قربانی بودن یا بی دفاع بودن مقاوم باشند. برنامه ریزی در جهت درست انجام دادن کارها
امری ضروری است نه این که وقت خود را بر هر چیزی که توجه فرد را به خود جلب می کند, صرف کند.
برای آن چه که برایتان مهم است برنامه ریزی کنید و تصمیم بگیرید تا وقت پول انرژ و منابع محدود خود را برای آن
صرف کنید.

 

Tags:

معرفی خدمات نوید زندگی

by Administrator 16. November 2009 15:17

مرکز مشاوره وارائه خدمات پرستاری نوید زندگی افتخار دارد با کسب مجوز از دانشگاه علوم وخدمات پزشکی ایران  به طور شبانه روز در خدمت مددجویان عزیز باشد

 کلیه خدمات بیمار  اعم از بستری  ،مراقبت ودرمان ، آزمایشات ،؛ جراحی ها، 

( امورات پرستاری ( تزریقات ،پانسمان،مراقبت های ویژه

فیزیو تراپی

تهیه دارو وتجهیزات

در خدمت شماست

تلفن :9123792628و 02188055455

emil:ganji@navidezendegi.com

 

Tags:

xطرز گرفتن فشار خون

by Administrator 1. November 2009 10:05
آموزش نحوه صحیح گرفتن فشار خون

 

ممکن است بنا به دلایل مختلفی پزشک توصیه کند، فشار خون بیمار به طور مرتب اندازه گیری و کنترل شود. به منظور اندازه گیری صحیح فشار خون باید به نکات ذیل توجه داشت:

شرایط بیمار:

۱- در طول یک ساعت قبل قهوه میل نکرده باشد.

۲- در طول ۱۵ دقیقه قبل سیگار نکشیده باشد.

۳- قطره بینی یا چشمی مصرف نکرده باشد.

۴- محیط آرام و گرم باشد.

۵- آستین لباس بیمار تنگ یا ضخیم نباشد.

۶- اندازه بازوبند فشارسنج باید متناسب با جثه بیمار باشد. اگر محیط بازوی بیمار بیش از ۳۳ سانتیمتر باشد باید از بازوبند بزرگ استفاده شود، سپس دیافراگم گوشی روی محل شریان بازویی قرار بگیرد.

وضعیت بیمار:

۱- بیمار باید به آرامی روی صندلی راحتی به مدت ۵ دقیقه بنشیند، به گونه ای که پشتش به صندلی تکیه داشته باشد، بازوهایش هم سطح با قلب باشد و ساعدش روی میز قرار گیرد.

۲- باید فشار خون هر دو بازو اندازه گیری شود. اگر فشار خون در یکی از بازوها بیشتر از بازوی دیگری باشد در نوبت های بعدی باید فشار خون بازوی دارای فشار خون بیشتر اندازه گیری شود.

نحوه اجرا:

۱- بازوبند فشارسنج را دور بازو می بندیم و کیسه لاستیکی آن را روی سرخرگ بازویی قرار می دهیم.

۲- بازوی بیمار باید هم سطح قلب باشد. برای این کار می توان دست بیمار را روی میز یا بالش قرار داد.

۳- از بیمار می خواهیم در هنگام اندازه گیری فشار خون صحبت نکند (پژوهشگران دریافته اند که فشار خون و سرعت ضربان قلب در هنگام صحبت کردن به میزان قابل ملاحظه ای افزایش می یابد).

۴- بادکنک فشارسنج را به طور سریع تا حد ۲۰ میلی متر جیوه بالاتر از فشار ماکزیمم، یعنی زمانی که نبض مچ دست محو می شود باد کنید.

۵- سپس باد فشارسنج را با سرعت ۳ میلی متر در ثانیه خالی کنید و با گوش کردن صداهای مخصوص، فشار ماکزیمم و مینیمم را یادداشت کنید.

فشار ماکزیمم یا سیستولیک فشاری است که در آن اولین صدای نبض با گوشی شنیده می شود.

فشار مینیمم یا دیاستولیک فشاری است که در آن صدای نبض قطع گردد.

در فاصله بین این دو حالت ابتدا صدای نبض به تدریج واضح تر و شدیدتر و سپس خفیف تر می شود.

در کودکان روش اندازه گیری فشار خون مشابه بزرگسالان است، فقط لازم است بازوبند فشارسنج کوچکتر و باریکتر باشد.

Tags:

Powered by BlogEngine.NET 1.5.0.7
Theme by Mads Kristensen

درباره مدیریت

Alireza mohammad ganji

مدیریت مجموعه نوید زندگی بعهده آقای علیرضا محمد گنجی می باشد

تگ های موجود

    دسته بندی ها

    None